فدراسيون بينالمللي فوتبال، پنجشنبه هفته گذشته اولين ردهبندي تيمهاي ملي جهان در سال 2013 را اعلام كرد كه براساس آن اسپانيا كماكان در صدر جدول قرار دارد.
به گزارش «تابناک»، اتفاق مهم در بين تيمهاي برتر آسيا براي ايران و ازبكستان رخ داده است. ازبكها در رنكينگ جديد جايگاه چهارم آسيا را با 555 امتياز در اختيار گرفته و اين در حالي است كه تيم ملي ايران با 537 امتياز تيم پنجم آسيا شده است. ايران در حال حاضر تيم شصتم جهان است.
جالب این که در رده بندی فعلی تیمهای جاماییکا و هندوراس بالاتر از ایران قرار گرفتند !
در مدتی که کفاشیان رییس فدراسیون فوتبال بود، فوتبال ایران یک جام جهانی و یک جام ملتها را برای تیم ملی بزرگسالان، یک بازی های آسیایی و دو المپیک برای تیم ملی امید، سه جام جهانی و جام آسیا برای تیم ملی جوانان، یک جام جهانی و دو جام آسیا برای تیم ملی نوجوانان و یک جام آسیایی و یک حذف زود هنگام از جام جهانی برای تیم ملی فوتسال داشته است. آمار از ناکامی ۸۱ درصدی فوتبال ایران در بخش های مختلف ( منهای فوتبال ساحلی و فوتبال و فوتسال بانوان که همیشه با شکست همراه بوده است ) خبر می دهد و حالا پرسش اینست که «سناریوی» شما واقعا قابل دفاع است؟
سناریوی شما برای اداره فدراسیون فوتبال همانی است که در انتخابات فارس، کرمانشاه و هرمزگان شاهد بودیم؟ دوره «سطحی نگری» خیلی وقت است گذشته ...
به هر حال پس از حماسه ملبورن یکبار دیگر و بازهم با تکیه بر همان نسل طلایی به جام جهانی رفتیم اما حالا به چنان گردنه سختی خورده ایم که ممکن است برای دومین دوره پیاپی بازهم باید در حسرت جام جهانی بنشینیم.
اما اگر بعد از همان حماسه ملبورن شروع می کردیم و عنان تیم های نوجوانان و جوانان در باشگاهها و در تیم ملی را به دلال ها و آدم های کاسب کار نمی دادیم اکنون آنقدر نوجوان و جوان خوب داشتیم که همانند ژاپن از نیمه راه ، صعودمان را به جام جهانی جشن می گرفتیم.
حقیقت اینجاست که ما دیگر نمی توانیم به استعدادها و نبوغ ذاتی بازیکنان خود در آسیا ببالیم که از این حیث نیز تهی هستیم.
کدام بازیکن را در لیگ برتر سراغ دارید که بتواند یار مستقیم خود را دریبل بزند و از سر راه بردارد؟ علی کریمی و یکی دو بازیکن دیگر را فاکتور بگیریم که آنها هم ماحصل تشکیلاتی بالا آمدن در این فوتبال نیستند و بیاییم از همین ژاپن و کره الگو بگیریم تا ده سال بعد به قافله فوتبال آسیا برسیم.
به میانگین سنی تیم های بزرگ ما مثل استقلال و پرسپولیس و سپاهان نگاه کنید و آنگاه ببینید تیم ملی دارای چه میانگین سنی است.
در آسيا ژاپنيها كه با يك پله صعود رتبه بيست و يكم جهان را در اختيار گرفتهاند، صدرنشين هستند.
برخلاف ماههاي گذشته كرهجنوبي بالاخره در رنكينگ صعود داشته تا به جايگاه سي و چهارم جهان برسد و رتبه دومي خود در آسيا را حفظ كند. استراليا هم طبق روال ماههاي گذشته تيم سوم آسياست. اتفاق مهم در بين تيمهاي برتر آسيا براي ايران و ازبكستان رخ داده است. ازبكها در رنكينگ جديد جايگاه چهارم آسيا را با 555 امتياز در اختيار گرفته و اين در حالي است كه تيم ملي ايران با 537 امتياز تيم پنجم آسيا شده است. ايران در حال حاضر تيم شصتم جهان است.
آیا اینها با این شرایط می خواهند معجزه کنند؟
امروز هم که فدراسیون فوتبال ایران به عنوان برترین فدراسیون آسیا از سوی afcانتخاب شده حتما اهالی فدراسیون از بابت این هنرنمایی خود به خود می بالند و اینجاست که به دست اندرکاران کنفدراسیون فوتبال آسیا هم شک می کنیم چرا که یا شاخصه های ایشان با واقعیات نمی خواند و یا اینکه باید به کارشناسان و اهالی فن در فوتبال ایران شک کرد!
FIFA Rank | Zone Rank | Team | Pts | +/- Pos | |||
---|---|---|---|---|---|---|---|
21 | 1 | Japan | 834 | 1 | ![]() |
||
34 | 2 | Korea Republic | 687 | 1 | ![]() |
||
36 | 3 | Australia | 674 | 0 | ![]() |
||
56 | 4 | Uzbekistan | 555 | 11 | ![]() |
||
60 | 5 | Iran | 537 | -1 | ![]() |
||
86 | 6 | China PR | 415 | 2 | ![]() |
||
89 | 7 | Iraq | 392 | 3 | ![]() |
||
95 | 8 | Jordan | 375 | -1 | ![]() |
||
99 | 9 | Korea DPR | 363 | 0 | ![]() |
||
103 | 10 | United Arab Emirates | 346 | -7 | ![]() |
فهرست جدید تیمهای ملی فوتبال جهان اعلام شد که در آن اسپانیا با 1606 امتیاز همچنان در صدر است.
آلمان با 1437 و آرژانتین با 1290 در ردههای دوم و سوم قرار دارند.
تیم ملی فوتبال ایران به روند نزولی خود ادامه داد و با یک پله سقوط به رده شصتم سقوط کرد و در آسیا نیز پنجم شد.
ژاپن رده 21 را در اختیار دارد که بهترین تیم آسیایی است. کره جنوبی سی و چهارم است، استرالیا سی و ششم و ازبکستان در رده پنجاه و ششم قرار گرفته است.
بزرگترین تلویزیون جهان با صفحه نمایش 210 اینچی، ساخت شرکت خودروسازی «پورشه»، رونمایی شد.
به گزارش ایسنا، بزرگترین تلویزیون جهان با قیمت 662 هزار دلار، در هیچ خانهای جا نمیشود و بیشتر برای استفاده در فضای باز یا بر روی قایق های تفریحی مناسب است.
کار طراحی صفحه نمایش عظیم این تلویزیون توسط متخصصان شرکت خودروسازی پورشه انجام شده و شرکت اتریشی C SEED Entertainment این محصول را رونمایی کرده است.
قیمت نجومی بزرگترین تلویزیون جهان 662 هزار دلار معادل چهار خودرو لوکس پورشه 911 است.
در این صفحه نمایش بیش از 725 هزار لامپ LED استفاده شده است که بیش از 4.4 تریلیون رنگ را ایجاد میکنند؛ همچنین تلویزیون مجهز به حسگر اثر انگشت است که امکان استفاده افراد متفرقه را غیر ممکن میسازد.
پس از خاموش شدن تلویزیون و با کمک پنلهای تاشدنی، دستگاه براحتی در کمتر از پنج ثانیه جمع می شود و با فشار دادن یک دکمه بر روی دستگاه کنترل از راه دور، تلویزیون مجددا ظرف 40 ثانیه باز می شود.


صفحه نمایش تاشوی بزرگترین تلویزیون جهان
همزمان با ماه های پایانی دولت دهم، سیل وعده های غیرقابل اجرا و تحقق ناپذیر در کوتاه مدت همچنان در حال طرح است؛ وعده هایی که مدیران بعدی میراث دارش خواهند شد و تنها سطح انتظارات عمومی را افزایش می دهد. با این اوصاف چه انگیزه و اصراری در ایجاد توقعات کاذب نزد افکارعمومی وجود دارد؟
به گزارش «تابناک»؛ پادشاهی در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت، سرباز پیری را دید که با لباسی اندک در سرما نگهبانی می داد. از او پرسید: آیا سردت نیست؟ نگهبان پیر گفت: چرا ای پادشاه! اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم. پادشاه گفت: من الان داخل قصر می روم و می گویم یکی از لباس های گرم مرا را برایت بیاورند.
نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. پادشاه اما به محض ورود به داخل قصر، وعده اش را فراموش کرد. صبح روز بعد جسد سرمازده پیرمرد را در حوالی قصر پیدا کردند، در حالی که در کنارش با خطی ناخوانا نوشته بود: «ای پادشاه! من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل می کردم اما وعده لباس گرم تو، مرا از پای درآورد.»
حکایت فوق با رویکردی که برخی مدیران کنونی کشورمان در دستور کار قرار داده اند، ارتباط معنایی جالبی برقرار می سازد. در ماه های اخیر به عنوان ایام رو به پایان دولت دهم، همچنان وعده ها و برنامه هایی از سوی دولت مطرح می شود که طبیعتاً تحققش در دولت های بعدی و آن هم مشروط به محقق شدن برخی پیش نیازهاست و با این حساب طرح این وعده ها تنها ظرف تبلیغاتی مناسبی برای مدیرانی است که طبیعتاً بسیاری شان شاید یک سال دیگر نیز در مسئولیت نباشند.
اگر دولت پسین چون دولت های پیشین عمل نکرد و اعتقادی به ثبات مدیریتی داشت و این مدیران ابقاء شدند، در صورت پیگیری افکارعمومی برای عمل به وعده هایشان از دست هایی می گویند که اجازه نداده اند برنامه هایشان اجرایی شود و عملاً توپ را در زمین اشخاص نامشخص یا در زمین عدم هماهنگی سایر نهادهای مسئول می اندازند و با تقسیم مسئولیت، هزینه تاخیر در عمل به وعده شان یا ناکام ماندن کلیت طرح را سرشکن می کنند.
در عین حال اگر مدیران کنونی رفتنی شوند و تغییرات اتوبوسی در دولت بعدی نیز رخ داد، این مدیران دست شان باز خواهد بود که عنوان کنند چنین برنامه هایی در دستور کار داشته اند و مدیران جانشین شان توانایی اجرایی این برنامه را نداشته اند. با این اوصاف در هر دو صورت این مدیران بازنده بازی که خود را به راه انداخته اند نیستند و هزینه ها به سیستم مدیریتی کشور تحمیل می شود که مردم بدون توجه به تغییر مدیران و کیفیت وعده ها، خواستار تحقق برنامه ها و وعده های اعلام شده هستند.
البته این رویه مربوط به این ماه ها و این سال ها نیست و در تمامی دولت ها، برخی کارگزاران یک سره چنین وعده هایی را مطرح می کردند و عمل به این وعده ها را برای مدیران پس از خود به ارث می گذاشتند تا میراث داران با حجم عظیمی از برنامه های تحقق نیافته که برخی شان نیز اساساً تحقق ناپذیرند، روبر شوند. رویکردی که مدیر را وا می دارد که از میان دو راهی وقف تمام انرژی اش برای تحقق وعده های پیشینشان و اعلام غیرعملی بودن این وعده و رودرویی با افکارعمومی، یکی را انتخاب کند.
حاصل چنین رویکردی تنها شکل گیری حجم عظیمی از انتظارات کاذب در نزد بخشی از مردم، متاثر از وعده های کاذب برخی مسئولان است و البته اینها عوارض کوتاه مدت و عینی چنین سیاست های مدیریتی است. آثار بلندمت چنین طرح وعده هایی می تواند بی اعتمادی بخشی از افکارعمومی نسبت به اعلام برنامه های مدیران باشد که با توجه به عقبه فکری شان، حتی برنامه های کوتاه مدت اجرایی را نیز یک وعده اجرانشدنی می پندارند و به کل با ماجرا برخورد متفاوتی می کنند.
بی شک اگر با مردم صادق تر بود و با بیان چالش های پیش روی توسعه یابی منطقی هر بخش از کشور، زمان واقعی تحقق طرح ها را اعلام کرد و نگاه تبلیغاتی را در این بخش به حداقل رساند، گام بلندی در حفظ اعتماد افکارعمومی برداشته شده است و محصول این رویکرد مثبت، جز افزایش اعتمادعمومی به طبقه مدیران کشور نخواهد بود.
با این نگاه، شاید بتوان سازوکاری تعریف کرد تا هر مدیری که برنامه ای برای دستگاه ذیل مسئولیتش ارائه می کند، یک ضمانتنامه حقوقی را برای عمل به وعده اش ارائه دهد و در صورت عدم تحقق آن وعده و مقصر بودن مدیر مذکور، مورد پیگیرد حقوقی قرار گیرد. در صورت طرح و پیاده سازی چنین سازوکار حقوقی در تمامی دستگاه ها، مدیران به طرح وعده های بدون پشتوانه و تبلیغاتی نخواهند پرداخت و در طرح برنامه ها و سخنرانی ها جانب احتیاط را رعایت می کنند.
این عملگرایی در واقعی سازی وعده ها، هرچند حاشیه امنیت مدیران را کاهش می دهد اما قطعاً بهتر از آن است که اعتمادعمومی با لطمه ای مواجه شود. بی شک مردم با شرایط فعلی می توانند امورشان را بگذرانند، مشروط به آنکه چشم انتظار اتفاقات مثبت بی تاریخ نگذاریمشان و حکایت آن نگهبان را تکرار نکنیم.
«جمعیت الاغ ها» که در سال 2005 میلادی در منطقه کردستان عراق تأسیس شد، اخیرا موفق شده مجوز رسمی برای تبدیل شدن به یک حزب برای انجام فعالیتهای سیاسی و اجتماعی را دریافت کند.
بە گزارش فارس، این مجوز کە چندی پیش توسط مقامات مسئول محلی در منطقه کردستان عراق صادر شده بود، هم اکنون باعث بە تکاپو افتادن مقامات ارشد این حزب برای شرکت در انتخابات پارلمانی منطقە کردستان عراق شدە است.
این حزب ابتدا با هدف دفاع از حقوق حیوانات تشکیل شده و الاغ را به عنوان سمبل حیوانات مظلوم انتخاب کرده است. نظریه پردازان این حزب معتقدند جامعه ای که با حیوانات با بیرحمی و خشونت برخورد می کند، حقوق انسان ها را هم به راحتی پایمال می کند.
«عمر کلول» دبیر کل حزب الاغ های کردستان عراق در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری فارس در منطقە کردستان عراق ، ضمن تائید حضور حزبش در انتخابات آیندە پارلمانی منطقە کردستان، تصریح کرد: در انتخابات آیندە کردستان شرکت میکنیم و با شناختی کە از مردم این منطقە داریم ، اطمینان داریم کە خرها در کردستان آنقدر زیاد هستند کە بتوانیم یک یا دو کرسی پارلمانی را تصاحب کنیم.
«حزب الاغها» مانند دیگر احزاب سیاسی، دارای تشکل و ساختار حزبی است و دفتر سیاسی و چندین پایگاە و شاخە در شهرهای مهم کردستان عراق هم دارد؛ در تشکیلات رسمی حزب نیز نام دفتر سیاسی «اسطبل» است.
«عمر کلول» سمت خود در این حزبش را «سلطان خرهای کردستان» معرفی کرد و گفت: من شا خر کردستان هستم ، چندین دورە در انتخابات درون حزبی رای اول را کسب کردام، این نشان دهندە این است کە در این منطقە هیچ کسی بە اندازە من خر نیست.
دبیر کل جمعیت خرهای کردستان عراق با انتقاد از کسانی کە خود وی و حزبش را مورد تمسخر قرار می دهند، گفت: درست است کە متاسفانە خر در جوامع بشری نماد حماقت است، اما این ناشی از ظلم انسان هاست، انسان تنها برای کسانی احترام قایل میشود کە بە وی ظلم کند.
کلول، ادامە صحبت های خود را با یک مثال کامل میکند و میگوید: شیر حیوان درندەای است و در هیچ مقطع تاریخی بە انسان کمک نکردە و حتی انسان را میخورد، اما میبینیم کە مردم با افتخار اسم فرزندان خود را «شیر دل» یا «شیر کو» میگذارند، اما خر این همە بە انسانها کمک میکند و کوچکترین آزاری بە آنها نمیرساند اما هیچ کس حاضر نیست اسم فرزند خود را «خر دل» و یا «خر صفت» بنامد. واقعا ریشە این مسائل کجاست؟
دبیر کل «حزب الاغ ها» در مورد هدف از تأسیس این حزب گفت: الاغ تنها حیوانی است که به سختی کار میکند و خسته نمیشود و تمام سختی ها را تحمل میکند و در همین حال از بیشتر حقوق خود محروم است. الاغ در طول تاریخ موفق شده که جان بسیاری از سیاستمداران را نجات دهد. این سیاستمداران در حوادث مختلف تاریخ که در معرض خطر قرار داشته اند، از الاغ برای فرار کردن استفاده می کردند.
کلول در ادامە این گفتوگو، نصب پیکر خر در ٢ میدان اصلی شهرهای کردستان عراق را موفقیتی بزرگ برای حزب خود دانست و گفت: کم کم مردم نسبت بە وفایی کە خر بە آنها دارد، عادت میکنند.
چندی پیش حزب «الاغ» مجسمهای از جنس برنز را در خیابان «نالی» در شهر سلیمانیه پرده برداری کرد. مراسم پرده برداری از این مجسمه با حضور شماری از هنرمندان و اندیشمندان منطقه کردستان عراق انجام شد.

دبیرکل حزب الاغهای کردستان عراق، نصب نماد این حزب در میدان اصلی شهر سلیمانیە را پیروزی بزرگی برای حزب خود خواند.

دبیرکل حزب الاغ های کردستان عراق، در حال تمرین و تکرار حرکات الاغ!

نماد دیگری از حزب خرهای کردستان در شهر سلیمانیە
استعفای ناگهانی محمد رویانیان از مدیرعاملی پرسپولیس خبر جالبی بود که ذهن اهالی فوتبال را به خود مشغول کرد البته رویانیان از ریاست ستاد حمل و نقل و سوخت کشور هم استعفا داد.
به گزارش «تابناک»، جالب اینکه رویانیان درخواست رسمی برای کنارهگیری از ریاست ستاد حمل و نقل و سوخت کشور و مدیر عاملی باشگاه پرسپولیس را به دفتر رییس جمهوری ارایه کرد ! چون معمولا استعفا مدیرعامل باشگاه باید تقدیم رئیس هیئتمدیره باشگاه شود .
فداحسین مالکی رئیس هیئتمدیره باشگاه پرسپولیس در این ارتباط گفت: تا این لحظه هیچ استعفایی از رویانیان ندیدهام و کسی هم در اینباره به من حرفی نزده است.
مدیر عامل باشگاه پرسپولیس که قبل ازاین نیز درخواست استعفایش را به وزیر ورزش ارائه کرده بود، امروز سه شنبه مجددا این درخواست را ارائه کرد اما شنیده ها حاکی از آن است که وی همچنان در باشگاه پرسپولیس خواهد ماند ولی با ستاد سوخت قطع همکاری خواهد کرد.
محمد شیخان، معاون اطلاع رسانی دفتر رئیس جمهور در گفتوگویی اظهار داشت: محمد رویانیان که از ستاد حمل و نقل و سوخت استعفا داده است به عنوان مدیر عامل باشگاه پرسپولیس به کار خود ادامه خواهد داد.
حدس و گمان زیادی در مورد استعفا مدیرعامل باشگاه شنیده شد، گفته می شود وی در حال آماده شدن برای تصدی پست وزارت ورزش و جوانان است.
شنیدیم رویانیان این روزها جلسات متعددی برای تصدی این مسئولیت در ماههای پایانی دولت داشته است و حتی برنامه هایی نیز برای این وزارتخانه آماده کرده است.
گفتنی است مدتی است که شایعه رفتن رویانیان از باشگاه پرسپولیس در این باشگاه زمزمه می شود که ظاهرا مرتبط با رفتن احتمالی وی به وزارت ورزش و جوانان نیست .
در ماه گذشته نمایندگان مجلس شورای اسلامی در رای گیری نشان دادند که توضیحات وزیر ورزش و امور جوانان در پاسخ به سوال علت عدم اجرایی شدن تکلیف برنامه پنجم توسعه در ارتباط با وزه جوانان قانع نشدند.
نمایندگان مجلس با 64 رای موافق، 124 رای مخالف و 23 رای ممتنع از مجموع 229 نماینده حاضر اعلام کردند که توضیحات وزیر در پاسخ به این سوال آنان را قانع نکرده است.
اگر رای مجلس در خصوص قانع نشدن از اظهارات وزیر ورزش به سه مورد برسد زمینه استیضاح وی در مجلس فراهم خواهد شد. رای نمایندگان اولین کارت مجلس به عباسی بود.
با کارت زردی که مجلس در این روز به عباسی زرد کارت زردهای مجلس به کابینه به عدد 2 رسید...
هر چند محمد رویانیان مهمترین دلایل استعفایش از پرسپولیس را اینگونه اعلام کرد که من مرد میدان فوتبال نیستم، متاسفانه به من مرتب اتهام می زدند که پول از کجا میآوری؟
البته این شایعه هم وجود دارد که رویانیان پس از استعفا علی کفاشیان رییس فدراسیون فوتبال شود ، همچنین دیگر مورد احتمالی، شاید این استعفا اهرمی برای رهایی از فشار مالی باشد که این روزها ترکش کمبود نقدینگی دامن این باشگاه بزرگ را گرفته است .
گفتنی ست محمد رویانیان شهریورماه سال 90 به عنوان مدیر عامل باشگاه پرسپولیس منصوب شد در ابتدای فصل دوازدهم لیگ برتر مجموعه ای از بهترین بازیکنان فوتبال ایران را به خدمت گرفت و تیمی ایده ال را برای حضور در مسابقات آماده کرد اما انتخاب مانوئل ژوزه به عنوان سرمربی و عملکرد نامطلوب وی، عملا از رویانیان یک مدیر ناکام در نتیجه گیری ساخت.
عاون عمرانی استاندار تهران با اعلام آخرین مصوبات کمیته هماهنگی و نظارت مواقع اضطراری آلودگی هوای تهران گفت: بر این اساس طرح زوج و فرد خودروها از در منازل از روز دوشنبه تا پایان هفته اجرا میشود و تصمیمی برای تعطیلی پایتخت نیز اتخاذ نشده است.
نامزدهای نهایی جایزه اسکار 2012 عصر امروز به شکل رسمی اعلام شدند و «لینکلن»، «زندگی پی»، «بینوایان» و «کتاب بارقه امید»، «آرگو» و «عشق» بیشترین نامزدهای بخش های اصلی آکادمی را به خود اختصاص دادند.
به گزارش «تابناک»؛ لیست نهایی نامزدهای هشتاد و پنجمین دوره جوایز جوایز آکادمی علوم و هنرهای تصاویر متحرک موسوم به اسکار در 24 بخش اعلام شد تا رقابت نامزدهای نهایی برای جلب رای اعضای آکادمی شدت بگیرد. در صدر این لیست «لینکلن» میان نامزدهای نهایی با حضور در 12 بخش پیشتاز است و به نظر می رسد این فیلم که تصویر متفاوتی در میان آثار ساخته شده درباره آبراهام لینکلن رئیس جمهور محبوب آمریکا نزد مردم این کشور و عامل کلیدی تصویب قانون ضدبرداری در این کشور ارائه کرده - با توجه به رویکرد اعضای آکادمی اسکار - در جوایز نهایی نیز حضور بسیار جدی داشته باشد.
پس از «لینکلن» اسپیلبرگ، فیلم تخیلی «زندگی پی» ساخته آنگ لی در یازده بخش نامزد جوایز است که البته پیش بینی می شود برخلاف لینکلن، شانس بالایی برای بردن جوایز متعدد نداشته باشد و علی رغم اکران خوب برای بخشی از اعضای آکادمی، بعید به نظر می رسد در اکثر بخش ها به سایر رقبایش برسد.

«بینوایان» ساخته تحسین شده تام هوپر که 150 سال پس از چاپ رمان ویکتور هوگو بر پرده های آمریکا افتاده، در هشت بخش کاندیدا شده و می تواند در برخی بخش ها رقیبی جدی برای لینکلن به حساب آید. «بینوایان» محصول یونیورسال نخستین فیلم موزیکالی است که در یک دهه اخیر در بخش بهترین فیلم کاندیدا شده است.
«کتاب بارقه امید» در اتفاقی عجیب همچون بینوایان در هشت بخش کاندیدا شده و این در حالی است که بعید به نظر می رسید این فیلم به وسعت مورد توجه قرار گیرد. «آرگو» که درباره فراری دادن شش دیپلمات آمریکایی از ایران پس از گروگان گیری دیپلمات های آمریکایی در ایران است، در هفت بخش نامزد اسکار شده و احتمالاً در چند بخش مجسمه های طلایی را از آن خود خواهد ساخت.
«عشق» ساخته میشائیل هانکه که یک محصول مشترک چند کشور اروپایی است در پنج بخش کاندیدا است و جالب اینکه در اتفاقی عجیب هم در بخش بهترین فیلم که مربوط به فیلم های انگلیسی است و هم در بخش فیلم های خارجی زبان کاندیدای اسکار شده و با ایت حساب شاید بتوان از هم اکنون حداقل اسکار فیلم غیرانگلیسی زبان را برایش کنار گذاشت.

نکته جالب اما حضور کمرنگ «30 دقیقه بامداد» و حضور کمرنگ تر «شوالیه تاریکی بر می خیزد» در میان نامزدهای نهایی است. این در حالی است که در برخی ارزیابی ها، از نامزدی این فیلم در 10 بخش اسکار سخن به میان آورده شده بود اما علی الظاهر کاترین بیگلو برخلاف فیلم پیشینش نتوانسته به قدر کافی نظر هیات داوران را با وجود پردازش یک سوژه بکر مبتنی بر اطلاعات دست اول جلب نماید و کریستوفر نولان نیز انگار فیلمی نساخته است! به این لیست شاید بتوان فیلم آخر وودی آلن را نیز افزود که علی الظاهر اعضای آکادمی فرصت نکرده اند به تماشایش بنشینند!
جالب تر اما وقوع دو اتفاق در بخش بهترین بازیگر سال است؛ جایی که کوونزان ویلیس بازیگر «هیولاهای طبیعت جنوب» با نه سال سن به عنوان کم سن و سال ترین بازیگری است که تا به حال در رشته بهترین بازیگر زن نقش اصلی، نامزد دریافت جایزه شد و از سوی دیگر امانوئل ریوا، بازیگر 85 ساله فرانسوی فیلم «عشق»، پیرترین بازیگر زنی لقب گرفت که تاکنون، نامزد جایزه اسکار شده است.
لیست نامزدهای بخش مختلف اسکار 2013 به شرح زیر است:
بهترین فیلم: "عشق"، "آرگو"، "جانوران محیط وحش جنوب"، "جانگو آزاد شده"، "بینوایان"، "زندگی پی"، "لینکلن"، "کتاب بارقه امید"، "30 دقیقه بامداد"
بهترین بازیگر مرد: برادلی کوپر، "کتاب بارقه امید" / دانیل دی لوییس، "لینکلن" / هیو جکمن، "بینوایان" / واکین فینیکس، "مرشد" / دنزل واشینگتن "پرواز"
بهترین بازیگر زن: جسیکا چاستین، "30 دقیقه بامداد" / جنیفر لارنس "کتاب بارقه امید" / امانوئل ریوا، "عشق" / کوونژانی والیس، "جانوران محیط وحش جنوب" / نائومی واتس، "غیرممکن"
بهترین بازیگر مرد مکمل: آلن آرکین، "آرگو" / رابرت دنیرو، "کتاب بارقه امید" / فیلیپ سیمور هافمن، "مرشد" / تامی لی جونز، "لینکلن" / کریستوف والتس، "جانگو آزاد شده"
بهترین بازیگر زن مکمل: ایمی آدامز، "مرشد" / سالی فیلد، "لینکلن" / آن هاتاوی، "بینوایان" / هلن هانت، "جلسات" / جکی ویور، "کتاب بارقه امید"
بهترین کارگردانی: میشائل هانکه، "عشق" / آنگ لی، "زندگی پی" / دیوید ا. راسل، "کتاب بارقه امید" / استیون اسپیلبرگ، "لینکلن" / بن زیتلین، "جانوران محیط وحش جنوب"
بهترین فیلم خارجیزبان: "عشق" میشل هانکه (اتریش) / "جادوگر جنگ" کیم نگوین (کانادا) / "نه" پابلو لارین (شیلی) / "یک رابطه شاهانه" نیکلای آرسل (دانمارک) / "کن-تیکی" اسپن ساندبرگ و یواخیم رونینگ (نروژ)
بهترین فیلم بلند انیمیشن: "شجاع"، "فرانکنوینی"، "پارانورمن"، "دزدان دریایی! گروه ناجورها"، "رِک-ایت رالف"
بهترین فیلمنامه اقتباسی: کریس تریو، "آرگو" / لوسی آلیبار و بن زیتلین، "جانوران محیط وحش جنوب" / دیوید مگی، "زندگی پی" / تونی کوشنر، "لینکلن" / دیوید ا. راسل، "کتاب بارقه امید"
بهترین فیلمنامه غیراقتباسی: میشائل هانکه، "عشق" / کوئنتین تارانتینو، "جانگو آزاد شده" / جان گاتین ، "پرواز" / وس اندرسن و رومن کوپولا، "قلمرو طلوع ماه" / مارک بول، "30 دقیقه بامداد"
بهترین فیلمبرداری: سیموس مگراوی، "آنا کارنینا" / رابرت ریچاردسن، "جانگو آزاد شده" / کلودیو میراندا، "زندگی پی" / یانوش کامینسکی، "لینکلن" / راجر دیکینز، "اسکایفال"
بهترین تدوین: ویلیام گلدنبرگ، "آرگو" / تیم اسکوارز، "زندگی پی" / مایکل کان، "لینکلن" / جی کاسیدی و کریسپین استرادرز، "کتاب بارقه امید" / ویلیام گلدنبرگ و دیلن تیچنر، "30 دقیقه بامداد"
بهترین طراحی صحنه: سارا گرینوود و کتی اسپنسر، "آنا کارنینا" / دان هنا، را وینسنت و سایمن برایت، "هابیت: یک سفر غیرمنتظره" / ایو استیوارت و آنا لینچ-رابینسن، "بینوایان" / دیوید گراپمن و آنا پیناک، "زندگی پی" / ریک کارتر و جیم اریکسن "لینکلن"
بهترین طراحی لباس: ژاکلین دوران، "آنا کارنینا" / پاکو دلگادو، "بینوایان" / جونا جانستن، "لینکلن" / ایکو ایشیوکا، "آینه آینه" / کالین آتوود، "سفیدبرفی و شکارچی"
بهترین چهرهپردازی: "هیچکاک"، "هابیت: یک سفر غیرمنتظره"، "بینوایان"
بهترین موسیقی: داریو ماریانلی، "آنا کارنینا" / الکساندر دپلا، "آرگو" / مایکل دانا، "زندگی پی" / جان ویلیامز، "لینکلن" / تامس نیومن، "اسکایفال"
بهترین ترانه: جی. رالف برای ترانه "Before My Time" از فیلم "در جستجوی یخ" / کلود-میشل شونبرگ، آلن بوبلی و هربرت کرتسمر برای "ناگهان" از فیلم "بینوایان / مایکل دانا و بامبی جیشری برای ترانه "لالایی پی" از فیلم "زندگی پی" / ادل و پل اپورث برای "اسکایفال" از فیلم "اسکایفال" / والتر مرفی و ست مکفارلین برای ترانه "همه به یک دوست خوب نیاز دارند" از فیلم "تد"
بهترین صداگذاری: "آرگو"، "بینوایان"، "زندگی پی"، "لینکلن"، "اسکایفال"
بهترین تدوین صدا: "آرگو"، "جانگو آزاد شده"، "زندگی پی"، "اسکایفال"، "30 دقیقه بامداد"
بهترین جلوههای تصویری: "انتقامجویان"، "هابیت: یک سفر غیرمنتظره"، "زندگی پی"، "پرومته"، "سفیدبرفی و شکارچی"
بهترین مستند بلند: "5 دوربین شکسته"، عماد برنات و گای داویدی / "نگهبان"، درور موره / "چگونه از یک بیماری همهگیر جان سالم به در ببریم"، دیوید فرانس / "جنگ نامرئی"، کربی دیک / "در جستجوی شوگر من"، مالک بندالجلول
بهترین مستند کوتاه: Inocente""، شان فاین / ""Kings Point، ساری گیلمان / "دوشنبهها در رسین"، سینتیا وید / "قلب باز"، کیف داویدسن / "رستگاری"، یان آلپرت و متیو اونیل
بهترین فیلم کوتاه انیمیشن: "آدام و سگ"، مینکیو لی / "Fresh Guacamole"، پیایاس / "Head over Heels"، تیموتی رکارت / "Paperman"، جان کارز / "The Simpsons: The Longest Daycare"، دیوید سیلورمن
بهترین فیلم کوتاه زنده: "اسد"، برایان باکلی و مینو جرجوره / "پسران بوزکاشی"، سام فرنچ / "منع عبور و مرور"، شاون کریستنسن / "مرگ یک سایه"، توم فان آورمائت و الن دی ول / "هنری"، یان اینگلند
بدین ترتیب با اعلام رسمی نامزدها، شمارش معکوس برای برگزاری هشتاد و پنجمین دوره مراسم اسکار که 24 فوریه (دوشنبه هفتم اسفندماه به وقت ایران) در هالیوود اند هایلند سنتر در لس آنجلس برگزار می شود، آغاز شد. این مراسم از سوی شبکه تلویزیونی ABC نیز پخش میشود.
نخستین اکسپوی عکس تهران 91» یک الگوبرداری ناقص از رویدادی معتبر تحت عنوان «پاریس فوتو»؛ این نظر بسیاری از آنهایی که است اکسپوی تهران را در خانه هنرمندان به نظاره نشسته اند. دبیر کانون عکاسان ایران یکی از منتقدان نسبت به کیفیت برگزاری این رویداد است که اگرچه تصور می شود نماد عکاسی ایران یا حداقل عکاسی پایتخت است اما در واقع محلی برای عرضه و فروش حدود 75 عکاس با سطوح توانمندی مختلف است و مشروعیت این رویداد با نقدهایی همراه شده است.
به گزارش «تابناک»، کمتر از دو ماه پیش دیوید لینچ کارگردان صاحب سبک آمریکایی در تور جهانی اش به پاریس رسید. او با تماشای 800 عکس از آثار 130 گالری بین المللی، 99 تصویر را انتخاب کرد که به عنوان تصاویر ارتباط برقرار کرده با قلب لینچ در قالب یک کتاب نیز منتشر شد. او سپس در "پاریس فوتو" گفت وگویی یک ساعته درباره نقش جزئیات در فیلم و عکس و همچنین تصاویری که انتخاب کرده، داشت که حداقل در سطح رسانه های فارسی زبان انعکاس نیافت.

در واقع دیوید لینچ که مدت ها است بنیادی به نام خود دارد و فعالیت های وسیع آموزشی را در این بنیاد پیگیری می کند، در "پاریس فوتو" نه به عنوان یک فیلمساز که به عنوان یک صاحب نظر در حوزه عکاسی حضور موثری داشته و به وقایع در یکی از مهم ترین رویدادهای عکاسی جهان به ارائه نظر درباره عکس و اجزای تصاویر پرداخته است. حالا ناصر تقوایی یک کارگردان پرسابقه ایرانی که البته با لینچ قابل مقایسه نیست در نشست خبری "اکسپوی عکس تهران حضور می یابد، سخن می گوید و عکس ارائه می دهد. رضا کیانیان نیز یک عکس گران قیمت در این رویداد ارائه می کند و البته مبلغ بالایی برای تصویرش می گذارد.
چندی است که مردم آذربایجان شرقی به خصوص تبریز یک خودروی عجیب را در ناوگان راهنمایی و رانندگی خود مشاهده میکنند. این خودرو یک شورولت شاسیبلند است.
به گزارش باشگاه خبرنگاران، بازار خبر معروف است که در مناطق آزاد به خصوص انزلی و ارس، خودروهای خاصی دیده میشود. چند وقتی است که یک دستگاه شورولت Traverse در آذربابجان شرقی نظر شهروندان این منطقه را به خود جلب کرده است.
جای تعجب است که این خودرو یکی از تولیدات جنرال موتورز آمریکاست و اکنون در ناوگان انتظامی کشور مهر تردد گرفته است.
نکته عجیب دیگر این است که خودروی مذکور نسخه قدیمی تراورز است. حالا سوال اینجاست که وقتی واردات آزاد است و مجوز پلیسی هم صادر میشود حداقل مدل جدیدش انتخاب میشد.
شورولت تراورز دارای یک موتور 3.6 لیتری شش سیلندر Vشکل به قدرت 288 اسببخار است.
حس و حال خیابانهای دیترویت را میدهد
و مردمي كه با تعجب به آن نگاه مي كنند
از نمایی دیگر
پلیس ایرانی، خودرو آمریکایی
پلیس آمریکایی، خودرو آمریکایی
سخنان روز گذشته کارگردان سینمای ایران درباره هشدار پیرامون فرجام فیلم و سریال سازی با رویکرد کنونی، به همراه ایجاد واکنشهایی در فضای فرهنگی کشور، این دغدغه را پیش آورد که آیا حقیقتاً شرایط سینما و تلویزیون ایران تا این اندازه بغرنج و نگران کننده است و به تنهایی مردم مسلمان کشورمان را آنچنان تحت نفوذ خود درمیآورد که بانوان محجبه را سنگسار کنند، یا این یک قضاوت غیرمنصفانه در قبال اهالی سیما و سینمای ایرانی و مخاطبان این مدیومهاست؟
به گزارش «تابناک»، فرجالله سلحشور اصولاً چهرهای آتشین مزاج است و این روحیه به خودی خود بد نیست، ولی هنگامی که این رفتار با گفتارهایی خلاف شأن یک کارگردان به ویژه کارگردانی که همواره آثار مذهبی در کارنامهاش ثبت شده، همراه میشود، خروجی ناخوشایندی دارد.
سخنان سلحشور در سالهای اخیر، بارها حاشیه ساز شده؛ اما هر چه پیش رفته و واکنشها دوچندان شده، این گونه اظهارات آقای کارگردان تشدید شده و نگرانیهایی را در میان اهالی فرهنگ به ویژه سینماگران کشورمان در پی داشته، چرا که چنین رویکردهایی نسبت به عرصه فیلم و سریال، عملاً منجر به تولید هزینههای فراوانی همچون ایجاد نگاه منفی غالب و نگاه مثبت مغلوب به این بخش از فرهنگ کشور میشود.
اما از جنجالیترین ادعای این کارگردان، میتوان به گفتوگویی اشاره کرد که اظهار داشته بود: «هنرپیشههای زن ایران، خودشان یکپا آنجلینا جولی هستند و سینمای ایران باید هم برای ادامه فعالیت خود فاحشه بینالمللی بیاورد. سینمای ایران فاحشهخانه است، مگر صبح تا شب عکسهای هنرمندان چاپ نمیشود؟ وقتی زنهای ما افتخارشان این است که عکسهای خود را به صورت نیمهعریان در اینترنت بگذارند، یعنی خودشان یکپا آنجلینا جولی هستند»؛ که این گفتهها با واکنش گروهی از بازیگران زن همراه شد و چند تن از دختران بازیگر در بیانیهای به این اظهارات واکنش دادند و حتی داود رشیدی، رئیس انجمن بازیگران سینمای ایران، رسماً از شکایت این انجمن از سلحشور بابت اظهاراتش سخن به میان آورد. البته سلحشور پس از مدتی عذرخواهی کرد و گفت، منظورش همه بازیگران زن سینما نبوده و حتی شماری از بازیگران دارای سلامت اخلاقی را معرفی نمود؛ اما بر کلیت گفتارش همچنان پافشاری داشت.
سلحشور مدتی بعد به نقد مدیریت و سیاستگذاران سازمان صداوسیما ـ که خود با مجوز آنها سریالهای مذهبی ساخته بود ـ پرداخت و گفت: «آن کسانی که دارند به این صدا و سیما خط و جهت میدهند، سه گروهند که از قدیم هم اینها بودند که بر سیما حاکم بودند و الآن هم حاکمند؛ به عبارت دیگر، پهلوی از این مملکت رفته، ولی اعتقاداتش و نوچههای فرهنگیاش هنوز مانده و از طریق صدا و سیما دارد ترویج میشود. چه کسانی مروج آن فرهنگند؟»؛ که این مسأله با سکوت مدیران صداوسیما همراه شد تا او چند ماه بعد ادعاهای تندتری درباره سینما و به ویژه سیما مطرح نماید که گفتههای تازه نیز با سکوت عجیب متولیان رسانه ملی همراه شد!
آقای کارگردان این بار درباره حجاب گفته است: «... درباره حجاب در سینما و تلویزیون نمیتوانید کار کنید، چون اصحاب رسانه خودشان بیحجاب هستند. مثلا سردار رادان در بحث حجاب و عفاف کار میکند اما کسی مثل فرزاد حسنی او را تخریب میکند. این امر هم به دلیل این است که به هنرمند مشتبه شده که او ملاک جامعه است و کسی هم نیست که به او بگوید تو به اندازه یک کارگر هستی... از میان هزاران قصه قرآنی، صد قصه را انتخاب و چهل سناریو را نوشتهایم که از این میان ۹ فیلم به عنوان کار اولیه داشتهایم. هر جای این مملکت مراجعه کردیم، حاضرند برای تونل و فاضلاب فلان جا میلیاردها تومان خرج کنند اما برای طرح تلویزیون که سیزده میلیارد تومان پیشنهاد دادیم، قبول نکردند... من خبر دارم که در پشت صحنه تولید یکی از سریالهای تلویزیون که چند سال هم طول کشید، هزار کیلو معادل یک تن تریاک مصرف شده است. ما یوسف را در شرایطی کاملا اسلامی ساختیم و اهل شمال و ویلا و آنتالیا هم نیستیم. مهران مدیری در تولید سریال قهوه تلخ هفتهای دو میلیارد تومان درآمد کسب میکند؛ اما هنرمندان انقلاب ما به دلیل نداشتن بودجه باید از ساخت کار صرف نظر کنند».

سلحشور در همین روز در گفتوگوی دیگری نیز گفت: «من بارها اعلام کردم عضو سینمای ایران نیستم و نه تنها سینمای ایران بلکه سینمای دنیا در دستان صهیونیستهاست. در دهه شصت، فیلمهای درخشانی ساخته شد، اما به تدریج روندی را طی کردیم که مخالف ارزشهای انقلاب و اسلام بود... یوسف (ع) از مردم دنیا جایزه گرفت... یوسف در بین هنرمندان ایران جایی ندارد، زیرا هنرمندان صهیونیست و فاسد مال ایران نیستند و اگر جامعه هنری ما استقبال میکرد باید میمردم... بازیگران را از همین سینماگران انتخاب میکنم، همانند پروژه «یوسف» که من آن را با همین هنرمندان ساختم. با این تفاوت که مدیریت اینها در اختیار من بود و من آنها را آدم کردم. برای همین در این پروژه بازدهی خوبی داشتند. مهم این است که از هنرمندان چگونه استفاده شود. البته بسیاری از هنرمندانی که با ما کار کردند دیگر به مسیر قبلی بازنگشتند!».
سلحشور پس از این اظهارات که به واسطه تکرار گفتههایش تا اندازهای عادی سازی شده و واکنشهای خفیفتری را در پی داشت، مدتی سکوت نسبی اختیار کرد تا اینکه شب گذشته،
رئیسجمهور وزیر بهداشت را از سمت خود عزل کرد و محمد حسن طریقت منفرد را به عنوان سرپرست وزارت بهداشت منصوب کرد.
به گزارش «تابناک»، متن حکم سرپرست وزارت بهداشت به نقل از پایگاه اطلاعرسانی دولت به صورت زیر است.
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای دکتر محمد حسن طریقت منفرد
سلام علیکم
نظر به تعهد و تجربیات ارزشمند و به استناد اصل یکصد و سی و پنجم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران جنابعالی را به سمت «سرپرست وزارت بهداشت، درمان وآموزش پزشکی» منصوب می نمایم.
ساماندهی طرح عظیم پزشک خانواده، امر دارو و درمان، رسیدگی به بهداشت و تغذیه مردم ، عدالت آموزشی و بهداشتی و درمانی و کاهش هزینه های مردم در این بخش در اولویت کاری این وزارت مهم است.
اطمینان دارم که جامعه خدوم بهداشتی و درمانی کشور با نیت خدمت صادقانه به ملت بزرگ ایران شما را در این ماموریت خطیر یاری خواهد کرد.
امیدوارم با استعانت از خداوند منان و استفاده از همه ظرفیت علمی و اجرایی موجود در وزارت و تمام دانشگاهها و مراکز آموزش علوم پزشکی کشور و در سایه توجهات حضرت ولی عصر(عج) در انجام این ماموریت خطیر موفق باشید.
محمود احمدی نژاد
محمد حسن طریقت منفرد دارای دکترای طب عمومی و متخصص جراحی چشم است و تا چندی پیش نیز یکی از اعضای هیات مدیره سازمان تامین اجتماعی بوده است. طریقت منفرد در سال 1370، برای مدتی مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی بوده است. طریقت منفرد طی سال های گذشته عضو هیأت مدیره و معاونت درمان سازمان تأمین اجتماعی، معاونت سیاستگذاری و برنامه ریزی وزارت رفاه و تأمین اجتماعی، مدیر دفتر مطالعات اجتماعی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، مسئول بیمه و درمان کمیته امداد امام خمینی، مسئول بهداشت و درمان وزارت نفت، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی و هیأت امناء دانشگاه سمنان و نیز ریاست بیمارستان امام حسین به مدت 3 دوره از دیگر سوابق اجرایی او بوده است.
زمزمههای احتمال تغییر وزیر بهداشت از حدود دو هفته پیش و به نقل از قدرت علیخانی منتشر شد. وی این احتمال را مطرح بود که وزرای بهداشت و کشور تغییر کنند و رحیمی معاون اول رئیسجمهور به وزارت کشور برود. هر چند خبر برکناری وزیر بهداشت بعدا توسط رحیمی رد شد. وی اظهار داشته بود: تا دولت احمدی نژاد هست دکتر دستجردی هم هست
روزنامه ایران در یکشنبه 26 آذر، با اشاره به اظهارات وزیر بهداشت در مورد ارز دارو و زین اسب، در مطلبی با عنوان «تهديدسلامت رواني جامعه با تناقضگويي خانم وزير» نوشته بود « بررسي دقيقتر هجمههاي وزارت بهداشت و درمان به عنوان بخشي از دولت به دولت، نشان از آن دارد كه خانم وزير به عنوان نخستين وزير زن در دولت احمدينژاد به جاي وفاداري به اعتماد رئيسجمهور، در مسيري افتاده است كه به نظر ميرسد معاونان و مشاورانش براي او هموار ميكنند.»
این سخنان ظاهرا به رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران و قائم مقام وزیر بهداشت اشاره داشت چرا که در روز سهشنبه هفته جاری روزنامه ایران نوشت: « آنچه از شواهد و قرائن پیداست موضوع چیزی فراتر از ارز، دارو و تجهیزات پزشكی، بلكه بحث بر سر همان چند نفری است كه قصد تخریب چهره بهداشت و درمان كشور را دارند. شاید همانگونه كه پیش از این برخی از سایتهای خبری و خبرگزاریها نوشته بودند موضوع به اصرار خانم دستجردی بر عدم بركناری باقر لاریجانی (قائم مقام وزیر بهداشت و رئیس دانشگاه علوم پزشكی تهران) كه گفته میشود نفر اول تصمیمگیر در این وزارتخانه است باز میگردد.»
روزنامه ایران با اشاره به سخنان وزیر در مورد افزایش قیمت دارو که با سخنان احمدینژاد در مورد ضرورت عدم افزایش قیمت دارو در تناقض بود، نوشته بود: «وابستگی زیاد دكتر دستجردی به قائممقام خود توان تصمیمگیری را از خانم وزیر گرفته یا شاید هم ارادت به رئیس سابق در دانشگاه تهران است كه وزیر را اینگونه در برابر سخنان و خواستههای رئیسجمهور قرار میدهد.»
با طی شدن این مسیر و در حالی که مجلس در روند استیضاح وزرای دولت به خاطر دوره کوتاه باقی مانده از دولت خویشتنداری میکرد، رئیسجمهور خود دست به کار شده و چنین تغییراتی را اجرایی کرده است. تغییر وزیر بهداشت به فاصله چند هفته از تغییراتی دیگر در دولت اعمال شده است ولی در مورد این که آیا تغییر وزیر بهداشت آخرین مورد از چنین تغییراتی است میتواند تردید کرد.
هر چند مرتضی حیدری ، مجری گفت و گوی ویژه رئیس جمهور، در مصاحبه اخیر احمدی نژاد هیچ سوال جدی و محکمی از او نپرسید و عمدتاً به تأیید سخنان وی پرداخت، اما 24 ساعت بعد از گفتوگو با احمدینژاد، در برنامه «پایش»، به طور غیر مستقیم و بدون نام بردن از فرد خاصی، زیرکانه به ادعاهای احمدینژاد درباره عدم افزایش زیاد نرخ تورم، بالا رفتن قدرت خرید مردم بعد از هدفمندی و مدیریت دولت بر بازار پاسخ داد.

به گزارش عصرایران، برنامه «پایش» که توسط حیدری اداره می شود، دیشب نموداری از افزایش قیمتها در دو سال اخیر (که طرح هدفمندی یارانهها آغاز شده است) را به نمایش گذاشت که در آن، درصد افزایش قیمتها در بخشهای مختلف نشان داده میشد.
در این برنامه تأکید شد که نمودار مذکور بر اساس آمارهای بانک مرکزی تهیه شده است.

بر اساس این نمودار که در شبکه اول سیما بر روی آنتن رفت، قیمت کالاها و خدمات مختلف تا 66 درصد افزایش داشته است:
خوراکیها و آشامیدنیها: 62.9 درصد
دخانیات: 60.9
پوشاک و کفش: 60
مسکن و سوخت: 32.7
لوازم و اثاث خانگی: 54.3
بهداشت و درمان: 43.5
حمل و نقل: 55.2
ارتباطات: 8.2
تفریح و امور فرهنگی: 45.7
تحصیل: 18.1
رستوران و هتل: 55
کالاها و خدمات متفرقه: 66.1
کالا (میانگین): 63.8
خدمات (میانگین): 33.2
نکته قابل توجه این که نمودار فوق، نشان دهنده افزایش قیمتها تا شهریور 91 است و افزایش صورت گرفته در ماه های اخیر را نشان نمیدهد و الّا نمودارها مرتفعتر شدهاند!
البته آنچه مردم در خریدهای روزانهشان با تمام وجود لمس می کنند این است که قیمت بسیاری از کالاها و خدمات، بسیار بیش از نمودار فوق بالا رفته و بعضاً از افزایش صد در صدی هم عبور کرده است.
جسد نیما نهاوندیان، مجری برنامههای «دورخیز»، «توپ طلایی» و «ورزش از نگاه دو» در منزل شخصیاش کشف شد.

پس از اطلاع، تیمی از مأموران همراه بازپرس جنایی در محل حاضر شدند؛ اما هیچ گونه آثاری از قتل روی بدنش دیده نشد. پلیس با اعلام این که در خانه او نیز آثاری از درگیری یا ورود به زور نیز به چشم نمیخورده، افزود: تاکنون پرونده به اداره دهم فرستاده نشده و باید منتظر اعلام علت مرگ از سوی پزشکی قانونی باشیم.
نیما نهاوندیان، مجری برنامههای «ورزش از نگاه دو»، «دورخیز» و «توپ طلایی» بود.
وی متولد دوازدهم فروردین ماه ۱۳۵۹ و دارای مدرک لیسانس علوم کشاورزی از دانشگاه گرگان بود.
نهاوندیان از یکم اسفند سال ۷۸ همکاری خود را با صداوسیمای مرکز گلستان آغاز کرده و در آغاز با شبکه خبر همکاری نزدیک داشت. وی از پنجم تیر ماه ۱۳۸۲ تاکنون مجری برنامههای ورزشی و اجتماعی شبکه دو سیما بوده است.
او در شبکه جام جم هم اجرای برنامههای متعددی را عهدهدار بود و در رادیو ایران نیز به عنوان گوینده و مجری کارشناس حضور داشت.
مرحوم نهاوندیان در صداوسیمای مرکز گلستان هم گوینده رادیو و گزارشگر بازیهای بسکتبال تلویزیون بوده است.
نیما نهاوندیان از مجریان ورزشی شکه دو سیما بود که از چندی پیش، فعالیت خود را در شبکه «شما» آغاز کرده بود.
غاز هفته گذشته بود که خبر سفر رئیسجمهور ایران به ترکیه برای شرکت در مراسم سالگرد درگذشت مولوی! منتشر شد؛ خبری که یک روز پیش از سفر و با لغو سفر از سوی رئیس جمهور ایران، پرحاشیه گشت!
به گزارش «تابناک»، رسانههای ترکیه، لغو سفر محمود احمدینژاد را به دلیل مواضع سرلشکر فیروزآبادی در واکنش به استقرار موشکهای پاتریوت در خاک ترکیه دانستند، حال آن که دفتر رئیسجمهور، شلوغی برنامه کاری وی را دلیل این کار اعلام کرد.
بنا بر این گزارش، اما ماجرا به همین جا پایان نیافت. شب گذشته، یا بهتر بگوییم، غروب جمعه، رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه، مصاحبه تلویزیونی با دو شبکه ترکیهای انجام داد؛ مصاحبهای که بیشترین بخش آن به تنشهای میان ایران و ترکیه اختصاص داشت و اردوغان هم تا جایی که میتوانست، به تمسخر مواضع مقامات ایران پرداخت.
همچنین هنگامی که مجری برنامه از اردوغان درباره اظهارات سرلشر فیروزآبادی و البته علی اکبر صالحی درباره تحریکآمیز بودن استقرار موشکهای پاتریوت در ترکیه پرسید، وی پاسخ داد که رئیس ستاد مشترک ایران از جانب چه کسی سخن میگوید؟!
او افزود: وقتی با رئیس جمهور ایران در این باره سخن میگوییم، او میگوید که مواضع این افراد، موضع شخصی آنان نیست؛ اما بناگاه افرادی ظاهر میشوند و سخنانی بر زبان میرانند؛ اصولا مشخص نیست در ایران چه کسی از جانب چه کسی سخن میگوید!
وی همچنین گفت: مشخص نیست، چه کسی در ایران موضع این کشور را اعلام میکند!
اردوغان اما در بیانی تمسخرآمیز افزود، آنان مرتب میگویند، مواضع دیگران موضع شخصی آنان است؛ بنابراین، پیش از این که از آنان بخواهم توضیح دهند، میدانم چه میخواهند بگویند.
البته در این باره باید گفت، تردیدی نیست که اردوغان مغالطه میکند، چرا که در نوبت گذشته نیز رئیس جمهور ایران به وی گفته بود، مواضع رسمی ایران از سوی رئیس جمهور و وزیر خارجه بیان میشود. هماینک نیز علی اکبر صالحی، وزیر خارجه به انتقاد رسمی از استقرار موشکهای پاتریوت پرداخته بود، ولی اردوغان به جای پاسخگویی، چند صدایی در سیاست خارجی ایران را بهانه قرار میدهد.
دیپلماسی «رفع و رجوع» یا دیپلماسی «تنش و تعارض»
در زمان ریاستجمهوری سید محمد خاتمی نیز گاه مواضع متفاوتی با مواضع دولت وقت منتشر میشد و خاتمی سیاست رفع و رجوع را در پیش میگرفت؛ سیاستی که گاه پاسخ میداد و گاه سودی نداشت؛ اما به هر روی، بیرون از مرزها، آبروی کشور و مردم در میان است؛ بنابراین، دمیدن بر آتش اختلافات داخلی در عرصه سیاست خارجی، منفعت ملی و مردم را کاهش و مواضع کشور را در محیط بینالمللی بیاهمیت جلوه میدهد و از اعتبار میاندازد.
به این ترتیب، نه دولت و رئیسجمهور باید گمان کنند که در عرصه سیاست خارجی، آنچه بخواهند انجام میدهند و هر تصمیم آنان در سیاست خارجی، حکمی بدون برگشت است و نه افراد خارجی از مجموعه دولت، پسندیده است که مواضعی پراکنده در حوزه سیاست خارجی در پیش گیرند.
در این باره باید گفت، مواضع سیاست خارجی یک کشور، ویترینی از کارکرد یک دولت در عرصه جهانی است و افراد و نهادهای گوناگون نیز باید در این عرصه همدیگر را پوشش دهند، به این منظور که مواضع در پیش گرفته، مواضعی دقیق و جامع است.
بنابراین، این که نخستوزیر کشوری، مقامات ایرانی را مسخره کند، شاید مصرف داخلی داشته باشد، اما از آبروی یک ملت میکاهد و اعتبارش را در میدان جهانی از آن میگیرد.
چوب بستنی، حدود یک هفته بعد باز هم به سخنرانی علی لاریجانی راه یافت. البته این بار با نقل
ماجرای ستار بهشتی، ماجرایی نیست که بتوان به آسانی از آن گذشت. پس از گذشت چندین هفته از فوت ستار بهشتی،و اخبار مرتبط با آن از تعیین مأمور ویژه تا برکناری رئیس پلیس فتا، قرار بود گزارش کامل نحوه مرگ این وبلاگنویس دیروز در صحن علنی مجلس گزارش شود، ولی این کار انجام نشد.
به گزارش «تابناک»، آقای دواتگری، مأمور ویژه پیگیری قتل ستار بهشتی در گفتوگوی تلفنی روز یکشنبه گفته بود: فردا گزارش کامل در صحن خوانده میشود، ولی همان گونه که مردم میدانند، گزارش به صحن نرسید.
به این ترتیب، با پیگیری دوباره تابناک و تماس با این عضو کمیسیون امنیت ملی مطلع شدیم که این نماینده مجلس در حال حاضر در بیمارستان بستری هستند.
وی در گفتوگوی تلفنی، دلیل خوانده نشدن گزارش را بررسی و تنظیم دوباره آن در کمیسیون امنیت دانست و گفت: گویا فرد یا افرادی در درون کمیسیون امنیت به نحوه تنظیم گزارش اعتراض کردهاند و تا پیش از قرائت در کمیسیون، گزارش به صحن نخواهد رفت.
گفتنی است، روز گذشته، منصور حقیقتپور، نایب رئیس دوم کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، با اشاره به این که بیشتر وقت دیروز نشست این کمیسیون را، بررسی نحوه فوت ستار بهشتی، وبلاگ نویس به خود اختصاص داده، گفت: در این نشست، موضوع مرگ ستار بهشتی، بررسی و مقرر شد که هر چه زودتر، گزارشی از نحوه مرگ وی تهیه شود؛ به احتمال بسیار، این گزارش روز چهارشنبه در مجلس قرائت می شود.
نیما نهاوندیان، مجری برنامههای ورزشی تلویزیون و گوینده رادیو درگذشت.
به گزارش ایسنا، نیما نهاوندیان، مجری برنامههای «دورخیز»، «توپ طلایی» و «ورزش از نگاه دو» بوده است و صبح امروز جسد وی در منزل شخصیاش کشف شد.
نیما نهاوندیان علاوه بر شبکه دو در شبکه جام جم نیز برنامه اجرا میکرد. او با رادیو گلستان نیز همکاری داشته است.
نهاوندیان دربارهی نحوه اجرایش گفته بود: یک عده اجرایم را آبی و یک عده قرمز میبینند ولی اینها مصداق هر کسی از ظن خودشد یار من است، چون من بیرنگ اجرا میکنم.
او در پاسخ به اینکه آیا سهم مخاطب از اجرایتان را پرداختهاید؟ هم گفته بود: با صراحت میگویم که حتی تا آخر عمرم هم نمیتوانم سهم مخاطب را بپردازم. مردم سرزمین مقدس ایران خیلی لایقند که همه چیز داشته باشند، ولی من همه توانمندیها را ندارم. مردم سرزمین ما وارث مردان بزرگی همچون شهدا، جانبازان، آزادگان و ایثارگران هستند.
مرحوم نهاوندیان که در زمان حیاتش دل پری از زخمهایی که از اجرا خورده بود، داشت، بیان این زخمها را به صورت شعر گفته بود:
نیمه شب و من تازه نفس/ ره خوابم زد و ماندم بیدار/ ریخت از پرتو لرزنده شمع سایه درخت، گلی بر دیوار/ همه گل بود ولی روح نداشت/ سایهای مضطرب و لرزان بود/ چهرهای سرد وغمانگیز و سیاه/ سرگردان بود/ شمع خاموش شده از تیزی باد/ چیزی از سایه بر دیوار نماند/ کس نپرسید کجا رفت/ که بود/ که دمی چند در اینجا گذراند/ این منم خسته در این کلبه تنگ/ ولی فدای یک لبخند مردم.
همیشه به خودم میگویم نیما دریای آرامی است که ناخدای قهرمان نمیخواهد.
بر اساس اعلام مرکز اطلاعرسانی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ، بامداد امروز (یکشنبه سوم دی ماه) در پی تماس تلفنی با مرکز فوریتهای پلیسی 110 مبنی بر فوت فردی به نام «نیما» از مجریان صداوسیما در منزل شخصیاش، بلافاصله ماموران کلانتری 137 شهرآرا و کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ در محل حاضر و ضمن حفظ صحنه، به بررسی در این خصوص پرداختند.
جسد متوفی برای تشخیص علت فوت به پزشکی قانونی منتقل و تحقیقات قضایی و پلیسی در این زمینه ادامه دارد.